به من ربطی نداره که درس دارم. که جمعه آزمون جامع دارم. که هر کوفت دیگه ای.
من باید یه روز فرزانه ی متآهل شده رو ببینم. باید مطمئن شم هنوز یه جایی از زیر چادرش یه چیز سبز ِپررنگی میاد بیرون.
باید با سارا و سحر برم کوه. کوه نشد جمعه بازار. باید سارا هی واسه م چیزای عجیب غریب ِ دوست داشتنی پیدا کنه تو اون شلوغی. نشد ایتالیاایتالیا. نشد پستو. نشد فِرِد.
باید یه روز آنای لعنتی رو از شاهرود بکشم تهران بیارمش بشینه رو تخت؛ اصن حتی کاری با من نداشته باشه، بشینه رو تخت، اون عکس رو از کیف ِ پولش دربیاره بوس کنه فقط. بعد برام یه عالمه پروانه ی بنفش بکشه، زیرشم بنویسه "دامن دوست / به صد/ خون دل/ افتاده به دست..."
من باید برم دوچرخه سواری اصن. باید شالم سبز باشه باد بپیچه توش، یه پیرزنی برام دست تکون بده. باید ببینم شقایق رو جلوم. باید گاهی برگردم ببینم از چهارراه زنده رد شده یا نه. باید - جهنم- بطری آب معدنی رو برام باز کنه. باید هی سایه هامون و ببینیم کیف کنیم. باید باد بیاد.
باید با آلا بریم گودو، دوتا چیپس و پنیر گنده بگیریم. بمونیم توش. آب پرتقال هم اصن. بعدم بیایم بیرون مست و سنگین ِ خوشی ِ چیپس و پنیر و خوشی ِ اینکه با هم چه خوش گذروندیم باشیم.
باید برم خونه ی یاسمن. با اطمینان ِ اینکه حتما چیزای چوبی جدید می بینم اونجا. تو تاریکی ِ نزدیک غروب یه آهنگایی بذاره واسه م. بعد موقع رفتن هی چیزایی بگه که دیوانه شم تو راه. که وقتی رسیدم خونه سبک باشم.
من اصن باید برم شولا. بشینم، یه جمله بگم و باز اون شروع کنه با صدای بم ِ آرومش حرف بزنه. گاهی از شدت دوری دیگه نشنوم که چی می گه. گاهی به ایمانش حسودیم شه. گاهی وسوسه شم..
من باید یه کاری با نازنین بکنم. تا حالا فقط با هم شعر ِ سرود گفتیم. به نظرم باید با نازنین برم یزد. راه بیفتیم نقاشی بکشیم. اون با ماژیک کلفت، من با روان نویس ِ نازک و ماژیک و هی خط های نا استوار...
باید بیاد، منو ببره "عشق لرزه" ببینیم. [تموم شد؟]. باید ا ِن بار تصمیم بگیریم که شنبه میریم تئاتر. باید تئاترش دیر نباشه که واسه راه رفتن... تو تاریکی ِ دور ِ تئاتر شهر وقت داشته باشیم. یک به دو هم داشته باشیم که یه چیزی بذاره واسه م گوش کنم، بعد من تا وسطش بیشتر گوش ندم چون صدای خودشو می خوام بشنوم اون موقع. باید قبلش تو گرامافون تکیه داده باشم به بازوش..
.
چه پرم از آدما. یه عالمه باید ِ نگفتنی دیگه هست. یه عالمه خواهش بی جواب مونده ی دیگه. لبریزم و کلافه. ه